ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
209
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
بعضى كشنده است يا نزديك به آن است و منظور آن است كه لذّتها و زيور دنيا گر چه درخشش و زيبايى دارد گاهى دارندهء آن هر گاه در گرفتن لذّتهاى دنيا به طرف چيزهايى كه سزاوار نيست خارج شود به فرجام بد و بدترين بدبختى در قيامت گرفتار مىشود چنان كه هر گاه چهار پا در خوردن علف در چراگاههايش ميانه روى نكند و در خوردن زياده روى نمايد شكمش ورم مىكند و هلاك مىشود و منظور از ( ملمّه ) چيزى است كه از كارى نازل مىشود و چنان كه پيش از اين دانستى خوارى با طمع است پس بايد بدانى كه آسودگى با نوميدى است ، و توفيق از خداست . كلمهء سيزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : من كثر مزاحه لم يخل من حقد عليه او استخفاف به . هر كه بسيار شوخى كند از دو حال بيرون نيست يا مورد كينه واقع مىشود يا تحقير مىگردد . شارح گويد : مزاح به ضمّ ميم شوخى كردن است و آن امرى نسبى است ، و حقد ، خشمى ثابت است چون صورت شخص آزار دهنده در خيال ثابت مىباشد و عقيده هم ندارد كه كيفر گرفتن در نهايت آسانى يا در كمال دشوارى است فايدهء اين كه قيد ثابت را براى كينه آورده است اين است كه اگر چنان نباشد صورت شيء آزار دهنده در خيال ثابت نمىشود و نفس شوق به انتقام پيدا نمىكند فايدهء اين كه به آسانيش اعتقاد ندارد آن است كه اگر معتقد به آسان بودن آن شود چنان است كه انتقام حاصل شده است و شوق زياد براى به دست آوردن ايجاد نمىشود به همين سبب است كه در شاهان كينه باقى نمىماند ، و فايدهء اعتقاد نداشتن به دشواريش آن است كه اگر چنان باورى حاصل شود مانند امرى ناممكن مىشود و نفس از اشتياق به حاصل كردن آن كوتاهى مىكند و بدان سبب است كه كينه اى در دل تهيدستان نمىماند ، امّا مقصود از سبك شمردن و كوچكى و پستى مقام آن است كه توضيح دهد كسى كه بسيار شوخى كند حال او نسبت به آن كه با وى شوخى و نزاع مىكند از دو صورت بيرون نيست يا بر او كينه مىگيرد يا مورد استخفاف واقع مىشود و اين قضيّهء متصلَّه اى است كه مقدّم آن چنين است : هر كس بسيار شوخى كند و تالى آن قضيّه كه لازم آن است قضيّهء منفصله مانعة الجمع و مانعة الخلَّو است توضيحش آن است كه دو نفر كه با هم شوخى مىكنند يا هر دو بزرگوارند يا هر دو پستند يا يكى از آن دو بزرگوار و ديگرى پست مىباشد امّا در صورت اوّل شوخى ميان آن دو كينه